X
تبلیغات
زندگی بی تو

زندگی بی تو

سلام سعیدم

الان ۴۷ روزه من رو تنها گذاشتی

اینجوری میخواستی باهام بمونی؟

اینجوری میخواستی خوشبخت باشیم؟

سعیدم...

باورم نمیشه بعد ۳ سال عشق و زندگی

این بیماری لعنتی چی بود...

دارم دیوونه میشم

سعیدم گریه م گرفته بخدا چشام خون شدن

اگر خودکشی بد نبود تا الان خودمو کشته بودم که هر چه سریع تر بیام پیشت

سعید هیچی واسم کم نذاشتی فقط یه چیزی رو کم گذاشتی بی انصاف

خودتو کم دارم

دعا کن منم زودی بیام پیشت تورو خدا دعا کن

اینجارو درست کردم حرفامو توش بنویسم عنوانش خوبه؟؟

ادرسش چی؟؟؟ خوبه؟؟؟

زندگی بی تو...

آهنگ وبلاگ خوبه؟

بپسندیا

دیگه قول میدم غر نزنم فقط تو بپسند

قول میدم هیچ وقت ناراحت نکنم

قول میدم سعید قول

ببخش هیچی ندارم برای گفتن غیر از گریه کردن

سعید جان کجایی ببینی دارم چی می کشم

کجایی بیای توی گوشم بگی چته لوس شدی؟

بخدا دیگه نه بغل میخوام نه هیچ چیز دیگه ای... فقط باش

اخرش بابا اینام اومدن دنبالم با هر سختی که شده من رو برگردوندن خونه پیش خودشون

سه کنار هم بودیم

یادته با چه سختی بهم رسیدیم

یادته من همه ش می گفتم نمیشه تو میگفتی بسپارسش به من بیخیال نمیشم

سعیدم خیلی بی انصافی خیلی

میخوام باور کنم که رفتی

بغل میگیرم عکساتو شاید اروم بشه اغوشم... لباسی رو که دوست داشتی دیگه برای ائینه می پوشم

میخوام خالی بشم از رویات همه ش چشمامو میبندم شاید یادم بره چشمات

خداااااااااااااااااااایا منم مرگ میخوام

 خدایا منو به سعیدم برسون اونو که نمیتونی برسونی به من از زیر خاک

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1392ساعت 2:33 توسط تنها| |

Design By : Mihantheme